خرید بک لینک
حسرت یک نفس ، پرواز حسرت یک دم ، آرامش حسرت یک لحظه ، مرگ... چرا بودن تو هم آرومم نمیکنه؟ چرا دلتنگ ترم...؟! هستی اما نیستی... کاش عابرم بودی ، مثل گذشته... شونه هام هر روز سنگین تر میشن و من خسته تر... خدایا ! خستم... بیا پایین و کمی منو توی آغوشت گرم بگیر... چقدر دلتنگم... چقدر خستم... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:46 توسط امیرعلی

برچسب: فرار,حقیقتی, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

دارم از تو دور می شم داره تنها می شه قلبممی دونم نبودن تو جونمو می گیره کم کمچیزی از تنم نمونده بعد دل شکستن تو یه اتاق ساکت و سرد منو فکر رفتن تو منو فکر رفتن تو دوست دارمدوست دارم هنوز عشق منی می دونم منو از یاد می بریبهونه ی نفس کشیدنم تویی دوست دارمتو قلب من فقط تویی دوست دارم... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:2 توسط امیرعلی

برچسب: دلتنگی, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند... آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند... دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند... آدمک خر نشوی گریه کنی ... کل دنیا سراب است بخند... آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند... فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گریـه چـه زیباست،بخند... صبحِ فردا به شبت نیست که نیست, تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند... راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند... آدمک فصل خزان است بخند... ریزش برگ عیان است بخند... آنکه میگفت : دوستت دارم،شمع بزم دگران است بخند... نقش سیمای قشنگ رخ یار نقشه ای نقش بر آب است بخند...

برچسب: بخند, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

خالیِ هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی.زنده باید زیست در آنات میرنده،با خلوصِ نابتر مستی.چیست جز این؟[نیست جز این راه.]زنده دارد زندهدل دم را.هر کجا، هر گاهاوج بخشد کیفیت کم را."مهدی اخوان ثالث" + نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۶ساعت 12:19 توسط امیرعلی

برچسب: باید,زندگی, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

عشقم رو دیدم بعد مدتها بعد انگاری سالهااااا .. سالهای پر از درد و عذاب .. چه روزهایی چه ساعتهایی چه دقاقیقی چه ثانیه هایی پر از درد وحشتناک پر از زجه و گریه و ناله غریبانه .. اره همه اینا حاصل یه عشق و دوست داشتنه .. اون رفت دنبال زندگیش دنبال خواه نا خواه عشق جدیدش همسر ایندش اما من هر روز پیرتر و پیرتر میشم و هر ثانیش برام یه عمره هر ثانیش .. جرم من دوست داشتن و صداقت بود جرم من عشق واقعی بود جرم من نگرانی و دلتنگی بود متهم شدم به خیلی چیزا پیش دوستاش خردم کرد کوچیکم کرد غرورم خرد شد تا دیدمش از خودم خجالت کشیدم چیزی ازم نموند اره عشق تاوان بدی داشت ولی خوشحالم که خوبه و خوشه دلم

برچسب: نازنینم,زیبا,بودی,دیروز, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

چقد من تو رو دوست دارم هیچ وقت انقدر ضعیف نبودم در مقابل یه حس در مقابل تو .. همه چیم رو انگاری باختم فقط گذر زمان منو دنبال خودش میکشه یه روز سرد و بی ذوق یه روز خوشحال و با انگیزه جدید ولی باز برمیگردم سر خونه اول بی رمق می افتم کنج اتاقم همش دوست دارم شب و باشه و بارون تا نتونم از اتاقم و خونه برم بیرون نمیدونم چرا انگاری جادو شدم نمیتونم جز شقایق به کسی فکر کنم اون منو گذاشته رفته ولی من دارم به اون فکر میکنم و درد میکشم شایدم عشق کسی شده ,باهاش میره بیرون, بهش فکر میکنه ,دوسش داره واسش غذا درست میکنه, دلتنگش میشه ,واسش تیپ میزنه و ارایش میکنه نمیدونم .. نمیدونم .. خدایا سرنوشت

برچسب: ضعیف, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

روزا و شبهای خیلی بدی دارم ..فقط و فقط بخاطر اعتماد و علاقه شدید قلبم یعنی ع ش ق (عشق روزای پر از درد , روزایی که میتونست قشنگ باشه یا باحضور شقایق یا حداقل مثل قبل از حضورش که مشغول کار بودم درس میخوندم زندگی ارومی داشتم نمیدونم چرا اعتماد کردم نمیدونم حالا که اعتماد کردم چرا اینجوری شد درد بدی دارم چیزی جز صداقت و وفاداری ازش نمیخواستم وقتی شروع کردم نیتم این نبود, یه دوستی ساده بود , قرار بود فقط یه دوست دختر باشه برام به همین نیت رفتم جلو , نمیخواستم به کسی اعتماد کنم میدیدم دخترای این دوره با چند نفر همزمان دوستن باز دم از پاکی میزنن بین دوستام میدیدم بیرون و همه جا تو کشورم که دخت

برچسب: حالم,خیلی, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

میدونم دوسم داشت .. خیلی دوسم داشت خیلی برام گریه کرد خیلی بهم فکر کرد خیلی برام وقت گذاشت حتی چندبار جلوی رفتنم از روی لج بازیم رو گرفت (من که هیچ وقت واقعی ترکش نمیکردم .. میدونم شقایق من پاک بود میدونم , خدااااا میدونم ... ولی چرا واسه پسرای دیگه وقت میزاشت تو اینستاگرام.. تو تلگرام .. تو اس ام اس.. تو زنگ .. لعنت به این دل که عاشق شد و زندگیم رو نابود کرد اینجارو انتخاب کردم اگه چند سال دیگه زنده بودم یاد این روزام بیوفتم روزای پر از اشک مثل یه بچه ضعیف هر لحظه اشکم در میاد منی که اون همه بیخیال بودم تو دختر بازی به کسی باج نمیدادم دارم واسه یه دختر شب و روز گریه میکنم .. نمیدونم

برچسب: میدونم,خیانت,نکرد, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

نمیدونم اینده چه خبره این وبلاگ رو برای درد دلام باز کردم از فردای زندگیم خبر ندارم ولی اگه زنده موندم این روزها دوباره میاد جلوی چشمام میفهمم یه اعتماد چه بلایی سرم اورد .. چیکار کرد با زندگیم اعتماد .. امیدوارم همه تو زندگیشون موفق باشن امیدوارم همه به عشقشون برسن نارو نخورن گول نخورن فریب نخورن دیگه عادی شده بعد یه مدت میان میگن : میدونی چیه ما بدرد هم نمیخوریم تو خوبی من لایق تو نیستم من زندگیتو خراب میکنم . انگاری روز اول و هفته اول وجود نداره قشنگ که وابستت کردن احساسو و غرورو زندگیتو به بازی میگیرن میرن فقط من این بلا سرم نیومده همه دختر و پسرا مثل من این زخم رو تقریبا خ

برچسب: اینده, نویسنده: مانی احمدی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی